شاه شاهان‌یعغوبلیث

یعغوبلیث شاه شاهان ..درود

9 responses to “شاه شاهان‌یعغوبلیث”

  1. هر چه فکر می کنم که جمله ای در وصف این شاه هنشاه بزرگ بگم جمله یا کلمه ای پیدا نمی کنم. بیاین یک نگاه کوچک به زندگی این پادشاه بزرگ بزرگ‌ بکنیم ایران همیشه در طول قرنها زیر تاخت و تاز قم اسبهای عرب وحشی و بیابان گرد بوده که خلقت عرب خدا اون توی بیابون مس انداخت تا از شیر شتر تناول کنه و گوادهای از نسل خودشون بی سواد بی فرهنگ و بی منش که طاعت این سه کلمه در رفتاری ناهنجار و حیوان گونه بر میخیزد وقتی اعراب به ایران حمله کروند بعد گذست ۱۰۰ سال و ۲۰۰ سال تاریخ و فرهنگ و مردم مارو کشتن طوری بود که فرهنگ ایران با گذشت سالیان سال ماندگاری داشت رو به انقراض می رفت که در میان ابر مردی به اسم یعغب به دنیا میاد و بخاطر مسلط بودن اون به هنرهای رزمی جایگاه بسیار متعادلی در دل شالوده سلطنت تازیان باز می کنه و مقامها و درجات عالی به نحوه خوبی پشت سر می گذاره و بعد از بدست اورون جایگاه و بزرگ شدن و خرد بسیار به این موضوع پی برد چون یعغوب یک ایرانی تبار اریایی متعصب و به شدت در مورد فرهنگ و میراث به جا مانده از پادشاهانی که نسل به نسل این میراث تا این برهه از زمان به دوش کشیدن و در حال بار سنگین این مسعولیت روی دوش یعغوب سنگینی می کرد بخاطر بینش بسیار دقیقی که در سیاست داشت و درک بالای اون متوجه شد اگر کاری نکنه ایران برای همیشه از یادها خواهد رفت و ایران نام ایران دستخوش گردبا دهای بی مهر روزگار میشه یعغوب تا دیروقتها بیدار می موند بعد از محکم شدن مقام اون در بارگاه اعراب که سلطه زور ظلم بر ایران داشتند رو و زنان و دختران مارو به بردگی می بردن و ثروت مملت و میراث مارو به تاراج میبردن فکر می کرد تا زمانی که مقام و اعتماد تازیان یا همون اعراب رو به خودش جلب نکرده بود در ژرفای حقیقتی که شعله های انتقام. و خبر دهشتناکی که انتظار اعراب رو می کشید به سر می برد خبر می داد ..تا بعد از سالها و کنترل اوضاع که به دست یعغوب این شاهنشاه بزرگ افتاد بلخره روح از کالبد جدا شد و بعغوب اولین کلنگ گورستان اعراب رو به زمین کوبید و تصمیمی راسخ در برابر این اعراب انسان خوار داشت به زمین کوبید زیاد فکر می کرد به نحوه اینکه چه استراتژی به کار ببره که نسلشون توی ایران زیر خاک بکنه و با زیرکی که داشت نقشه شومی برای اعراب کشید که فقط خودش می دونست و خدای خودش در ان زمان بخاطر ظلمی گه به مردم ایران روا داشتند مردم شهرها را نابسمان کرده بودن و شورشهای متعدی از مردم سر می زد اما لخاطر نداشتن یک رهبر خاموش می شد تا یعغوب اولین قدم رو در مقابل اعراب در مقابل اعتماد بی اندازه ای به بععوب داشتند بر داره یعغوب پیشنهادی به اعراب سلطه گر بر ایران داد گفت به من سپاهی بده تا شهرها را ارم کنم و ازهر حیث به نظم در بیاورم اما افکار یععوب این نبود از چشمانش چنان اتش انتقامی بود که اتش نگاه او رامتوجه نمی شدن یععوب پیش خودش فکر کرد تنها راح فقط همین اعتمادی که تازیان نسبت به او داشتند عرب سلطه گر پیشنهاد شاه یعغوب را پذیرفت با پذیرش این موضوع اخرین تیر یعغوب به سیاهی دقیق به هدف نشیست دقیقن همانطوریکه که فکر می کرد او سپاهی نسبتا بزرگ به او تحویل دادند که در انها کسانی رو که یعغوب را زیر نظر و کم کاس اخبار رو به تازیان بگه ییغوب انها رو پیدا کرد و از دم تیغ گذراند و علت مرگشان رانبرد در جنگ اعلام می کرد تا فقط فقط ایرانیان مانند سپس یععوب زنرالهای مورد اعتماد خودش رو پیدا کرد و اهسته تمام شهرها رو پس گرفت و ایران به ازن نحو بی گزند ترس از دشمن سرو سامان داد و شهر به شهر ژنرالهای عالی رتبه قابل اعتما.د خودش می گفت که چه بایدبکنند تا تازبان را برای همیشه ژرفای نابودی بکشه تمام شهرها رو ارام کرد و متحد و اعراب در بار سلطه گر بر این باور بودند که زمام کار رو به اونها بوه فقط پایتخت مانده بود که روی صخره ای نسبتا ن دور از شهر رفت و لباس و زره رزم بر تن کرد سربازان و ژنرالهای که از این موضوع خبر دار بودند به فرمان یعغوب موضع نظامی گرفتمد و شمشیرهای بران خودشون برهنه کروند و به تازبان گفتند اگر تا فردا از اب و خاگ ایران سرزمین مادری بیرون رفتی که رفتی اگر نروی از دم تیع همه شما را خواهم گذراند بدونه هیج ترحمی دستور دا د بهوصغیر و کبیر رحم نکنه صبح زود بلخره موید ان رسید که یععوب سرزمین مادری خودش رو پس بگیره تمام ژنرالها در همام شهر به شر پیک فرستاد و طبل مبارزه را کوبید و چنان کشتاری از اعراب در ان برهه زمانی کرد که راهی جز فرار و مرگ برای تازبان چیزی نماده بود ناگزیر با این از خودگذشتی بعغوب ایران ازاد شد و تمدنوفرهنگ و اصالت زبان فارسی را زنده کرد و دستور هیچ کس حق عربی صحبت کردن رو نداره و زبان پارس رو دوباره زنده کرد اگر یعغوب نبود ایرانی هم نبود اونوقت این باید ارامگاه چهارمین پادشاه بزرگ ایران باشه و متاسفانه در یکی از جنگها به واسطه بیماری به نام قولنج چشم از جهان فرو بست و برادر خودش رو جایگزین خودش کرد و اوهم تمام دستورات برادر. بزرگ یعنی شاه بزرگ یععوب رو دنبال کرد و ایران دوبار ه به سکوفایب و قدرت برگست و از نابودی محض نجات پیدا کرد ..روحت شاد و یادت گرامی شاهنشاه من

    Liked by 1 person

  2. ♥️♥️🔥♥️

    Liked by 1 person

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

Create your website with WordPress.com
Get started
%d bloggers like this: